×××......شکلات......×××
با یه شکلات گذاشتن تو دستش، اونم یه شکلات گذاشت تو
دست من![]()
من بچه بودم ، اونم بچه بود![]()
سرم رو بالا کردم، سرشو بالا کرد،دید که منو می شناسه
خندیدم...![]()
![]()
گفت: دوستیم؟![]()
گفتم: دوستِ دوست![]()
گفت: تا کجا؟![]()
گفتم: دوستی که تا نداره
گفت: تا مرگ![]()
خندیدم و گفتم: گفتم دوستی که تا نداره![]()
گفت: باشه تا پس از مرگ
گفتم : نه نه نه نه تا نداره
گفت: قبول...تا اونجا که همه دوباره زنده میشن.یعنی زندگیِ
پس از مرگ بازم با هم دوستیم تا بهشت، تا جهنم تا هرجا که
باشه منو تو باهم دوستیم![]()
![]()
خندیدم و گفتم: تو براش تا هرجا که دلت می خواد تا بزار، اصلاً
یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا اما من اصلاً براش تا نمیزارم
نگام کرد![]()
نگاش کردم![]()
باور نمی کرد![]()
میدونستم که اون می خواست حتماً دوستی ما تا داشته باشه،![]()
دوستیِ بدونِ تا رو نمی فهمید![]()
![]()
گفت بیا برا دوستیمون یه نشونه بزاریم![]()
گفتم: باشه تو بزار
گفت: شکلات![]()
گفت: هربار که همدیگرو میبینیم یه شکلات ماله تو یکی ماله
من. باشه؟
گفتم: باشه
هربار یه شکلات میزاشتم تو دستش، اونم یه شکلات تو دست
من باز همدیگرو نگاه می کردیم یعنی که دوستیم... دوستِ
دوست![]()
من توندی شکلاتمو باز می کردم میزاشتم تو دهنمو تند و تند
میمکیدم
میگفت: شکمو، تو دوست شکموی منی و شکلاتشو
میزاشت توی یه صندوقچه قشنگ![]()
![]()
میگفتم: بوخورش![]()
میگفت: تموم میشه، می خوام تموم نشه، برای همیشه بمونه
صندوقش پر از شکلات شده بود، هیچ کدومشو نمی خورد...
من همشو خورده بودم![]()
گفتم: اگه یروز شکلاتاتو مورچه ها بوخورن یا کرما، اونوقت
چیکار می کنی؟![]()
![]()
گفت: مواظبشون هستم![]()
میگفت میخوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم و
من شکلاتامو میزاشتم تو دهنمو میگفتم: نه نه نه.
.. تا نداره،
دوستی که تا نداره
یک سال، دو سال، چهار سال، هفت سال، ده سال، بیست
ساله که شده، اون بزرگ شده منم بزرگ شدم![]()
من همه شکلاتامو خوردم،
اون همه شکلاتاشو نگه داشته، اون
اومده امشب تا خداحافظی کنه،
می خواد بره، بره اون دور دورا
میگه میرم اما زود بر میگردم، من که میدونم میره و بر نمیگرده، ![]()
یادش رفت شکلات به من بده،
من که یادم نرفته، یه شکلات
گذاشتم کف دستش، گفتم این برای خوردنِِِِِِِِِِِِ، یه شکلاتم
گذاشتم کف اون دستش، اینم آخرین شکلات برای صندوق
کوچیکت![]()
یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتاش، هر دوتا رو
خورد..
.! خندیدم... میدونستم دوستیِ من تا نداره، میدونستم
دوستیِ اون تا داره، مثل همیشه
خوب شد همه شکلاتامو خوردم،
اما اون هیچکدومشو نخورده،
حالا با یه صندوق پر از شکلاتای نخورده چی کار میکنه؟![]()



سفر





(




داداشم از حالا کادومو بهم داده ها...شما نمیدین؟!!!

توی عروسی به سر می بریم..یکی از


















